تلخ و شیرین روزهای جنگ
بیتردید همگی ما روزهای سختی را میگذرونیم و جنبههای مختلفی از زندگیمون تحت تاثیر این شرایط قرار گرفته. ما توی خیریه ترنم هم مستثنا از این موضوع نبودیم و با چالشهای بسیاری در زمینه حمایت دارویی و درمانی کودکانِ بیمار مواجه بودیم. چالش اصلی روزهای جنگ گرانی و کمیابی دارو بود. به شکلی که برای یافتنِ بعضی داروهای حیاتی این کودکان زمان بسیاری صرف شد. و در مرحله چالش جدی برای تامین هزینه داروها اتفاق افتاد.یکی تاثیرات این کمیابی و گرانی دارو نگرانی خانواده ی این کودکان از بابت تامین داروها بود. چرا که در این روزها تلاش برای خرید دارو از همیشه سختتتر بود و این ترس و ناامیدی را بوجود میاورد که روند درمانِ فرزندانشان متوقف شود. توقفی که برای سلامت این کودکان بسیار خطرآفرین است و در خوشبینانهترین حالت ممکن، موجب برگشتن به نقطه صفر و شروع روند درمان از نقطه صفر بود. علاوه بر این، عواملی مانند استرس و ترس نقشی بازدارنده در بهبود این کودکان دارند و بدون مراقبت روانی از آنها، شرایط جنگ ممکن بود با تاثیرگذاری بر روان و احساساتشان لطمه ای بزرگ به روند درمانشان وارد کند. تلاشهای شبانهروزی همکاران ما در خیریه ترنم و حمایت بیدریغ شما عزیزان موجب شد به گواهِ مکالمات تلفنی بخش مددکاری با این خانوادهها، نور امیدی در دلشان روشن بماند و به گذشتن از این روزهای سخت امیدوار بمانند. مکالماتی که در روزهای تلخ جنگ برای لحظاتی احساسی شیرین را در دل ما بوجود میآورد. اتفاق شیرین دیگری که مانند روزهای جنگِ دوازده روزه اینبار نیز تکرار شد تماسهایی بود که از مددجوهای سابق ترنم دریافت میکردیم. مددجوهایی که روزگاری با بیماری جنگیده و امروز در سنین نوجوانی و جوانی با سلامت و لبخند به زندگی مشغولاند. انگار که جایمان عوض شده باشد. و حالا آنها بودند که با تماسهایی بیشمار جویای احوال اعضای خیریه ترنم بودند. و حتی آنهایی که در شهرهای کوچکتر و امنتر بودند مدام از ما درخواست میکردن که این مدت را مهمانِ آنها باشیم. و این شیرین ترین حسی بود که ما میتوانستیم این روزها در ترنم تجربه کنیم. انگار ترنم درختی باشد که پس از سالها مراقبت و حفاظت امروز میوههای شیرین به ما بخشیده. میوه هایی با طعم عشق و رفاقت و همبستگی.





